وقتی ما غر می زنیم دیگران چه می کنند؟

همونطور که مستحضرید بیست و اند روزی در ماموریت بودم. توی این ماموریت از واحدهای تولیدی مختلفی بازدید می کردیم و مسائل مختلف این کارخانجات رو به بحث و بررسی می ذاشتیم. یه موضوعی هست که نمی دونم چقدر موفق بشم درست بیانش کنم .دیدن مدیرعاملهای این کارخانجات و دغدغه هاشون یه سوالی رو توی ذهن من ایجاد می کرد. با خودم فکر می کردم این آدم می تونه با کار بازرگانی شونصد برابر بیشتر منتفع بشه یا اصلاً با یک دهم  این سرمایه می تونه بره هر گوشه دنیا که دلش می خواد خودش و پنج نسل بعد از خودش راحت و آسوده باعزت و احترام زندگی کنند. اما میاد توی این مملکتی که همگی وصف حال و اوضاعش رو خوب می دونیم خون جگر می خوره واقعاً، از سرمایه اش، از روحش از روانش هزینه می کنه تا بتونه یه چیزی توی این مملکت تولید کنه تا تخصصش رو عملیاتی کنه. شاید خیلی از شماها بدونید شاید بعضی ها بی خبر باشند، واقعاً کار تولیدی توی این مملکت یعنی خون جگر. یعنی با زجر و در منتهی الیه شرایط عدم اطمینان کار کردن. این چه انگیزه ایه که هیچ کدوم از این ناملایمات سیاسی و اجتماعی نمی تونه متوقفش کنه؟ بعد توی همون زمان من نوعی طبق معمول از انواع و اقسام شرایط اجتماعی سیاسی فرهنگی و ... این مملکت ناراضی هستم و با چای سیگار روشنفکری و ادبیات سلیس انتقادی حس می کنم دارم تمام دینم رو  به توسعه جامعه مدنی در ایران ادا می کنم و تازه صددرصد طلب کار هم هستم، اما اونور قصه یکی دیگه با اون شرایطی که گفتم دل مشغول توسعه تولید و در حرکت نگه داشتن چرخ صنعته. بابا اینا خیلی دمشون گرمه به جان خودم. من تو این مدت از احساس بی خاصیتی دلم می خواست آب بشم برم توی زمین. همون شرایط کوفتی که برای من هست واسه اونا هم هست دیگه. اما من کجا و اونا کجا؟ اگه خدانکرده تولید کنندگان بخش خصوصی در صنایع غذایی، صنایع دارویی، محصولات صنعتی و ... می خواستن خودشون رو سرگرم بحث های نظری بکنند یا تا زمان پذیرش دیدگاه ایدئولوژیکشون توسط قاطبه جامعه یا حاکمیت  حاضر دست رو دست بذارن الان وضع ما از کشورای فقیر آفریقایی هم وخیم تر بود، بلاخره یه کشور سیاست زده و دین زده و ... که می تونه آب میوه تولید کنه، یا محصولات لبنی متنوع داشته باشه یا به چهارتا کشور دنیا سیمان صادر کنه یا سهمی از بازارفولاد جهان داشته باشه به مراتب بهتر از مملکتیه که بک گراندش همونایی باشه که گفتیم اما این توان تولیدی رو هم نداشته باشه.
حالا نمی خوام بگم غر نزنیم چون خودم خداوندگار غرزدن و نالیدنم اما نباید فراموش کنیم در دوران معاصر مدیون چه کسانی هستیم و  لااقل حواسمون جمع باشه در دام معناگرایی افراطی و انفعال نیفتیم و این معناگرایی تام ما رو از انجام وظایفمون غافل نکنه. به همین دلیل امیدوارم هر کدوم از ما توی هرکاری که هستیم به انجام وظیفه در کیفی ترین حد ممکن پایبند باشیم. مباحثات فکری و فرهنگی خیلی مهمه اما نمیشه انکار کرد که مسیر توسعه از روی پلکان حقیقی تولید و صنعت و دانش محوری سریعتر طی میشه و این سرعت  روی بسترهای نظری  به شدت مستعد درجا زدنه. اگر هم درجا نزنه حقیقتاً سرعت پیشرفتش بیشتر از یک حلزون  چلاق نخواهد بود.

/ 32 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منیره

قال فرشید منافی مجری سابق رادیو جوان و عاقبت به خیر امروز : رویاهایت را از دست نده بلا می سر ! تو همکلاساتون رویا نداشتین ؟ [رویا]

منیره

این از پیری نیست به خدا از کوریه ! ببین پست بالا رو خوندم .. کامنتشو اینجا گذاشتم چون اومده بودم جوابمو بخونم ... بی بصیرتی ما را به بیناییتان ببخشید جوان زیبا !

قصه گو

همسر من یکی از همین تولید کننده هاست. البته هنوز اونقدر وضعش خوب نشده که با یک دهم این سرمایه بره یه جای دیگه زندگی راحتی به هم بزنه. اما قطعن با همین سرمایه فکری و مادی می تونه هر جای دیگه ای با آرامش زندگی کنه. اما خدا می دونه تو این مدت چطور با چنگ و دندون جنگیده تا کارش زمین نمونه و کارگرهاش از نون خوردن نیفتن. گاهی وقتها واقعن شک می کنم یعنی ارزشش رو داره؟

شاهین

۴۰ روز مانده پدر من هم...که ما دانشگاه آزادی شدیم...

ساتور

سلام ممنون از پستت متاسفانه من هم یک تولید کنندهام که 200 میلیون سرمایه گذاری کردم وشوهرم مانعاز هدر رفت بیشتر عمر و مالم شد دستش دردنکنه الان فهمیدم حیف همون 200 میلیون یاد روزهایی میفتم که کارشناسهای ادارات که می رفتم چنان نگاهم می کردن که نگه کردن عاقل اندر سفیه دریغ از یک دره همکاری همه مثل شما می گفتن تواین مملکت نباد کار تولیدی کرد من می گم اگه امثال شما به جای نطریه پرداز ی کمی همکاری وهمدلی کنین به جای ارجاع نامه ها نامه ها رو دنبال کنین وپیگیر شین اینجوری نمیشد اگه به جای استفاده از اینترنت اداره برای فیس بوک رفتن و وبلاگ پرکزدن کمی اطلاعاتشون وزیاد می کردن وکنمی تخصصی کار می کردن من کارندارم با پارتی ا.ومدن نشستن یا با شایسته سالاری میگم حالا که نشستی پشت اون میز کنمی تلاش کن کمی معلومات کمی دنبال کار مردم رفتن کمی مقاله کمی .... کمی شما فکرتون وتغییر بدین وبه بالا تسری بدین نه اینکه فقط نظر بدین مملکت اینجوره بابا امثال شما که پشت اون میزنشستین ومی گین من کارشناس شتر گاو پلنگم اولا حق یک شایسته رو زیر پات گذاشتی اونجا نشستی .دوما برای کارت ارزش قایل شو برا پول مالیات من کهمیره

ساتور ساتور

ادامه.... برا اون ارزش قایل شو اگه بقیه اصلاح نمیشن تو چی؟؟؟ تفکر تو چرا عوض نمیشه؟؟؟ اگه تو بخوای میتونی 2 نفررو عوض کنی اونا دونفر واونا دونفر وووو بعد اوضاع درست تر میشه مثل همن مردی که صدفها رو به دریا می انداخت ودریا صدفهارو بارپس می فرستاد ومی گفت اگه یکیشونو نجات بدم کافبه من تولید کننده شما پشت میزنشینهارو درک نمی کنم البته من یک اداره استخدامشدم ولی خوشم نیومد روابط انزجارگونه مردها مفنگی ولاش زنها حسود وزیر اب زن استعفا دادم ورفتم دنبال کار تولیدی واگه تنگنطری اون پشت میز نسینها نبود اوضاع بهتر می شد الانمدارم تولید میکنم ولی دیگه کاری به کار ادارات ندارم وداره اوضاع روبه راه میشه

زن کویری

خوشم اومد. یه وبلاگ درست و درمون پیدا کردم. کاملا باهات موافقم . سالها هم جای تو بودم (کارشناس شرکتهای مختلف) هم کار تولیدی کردم هم مدیریت بشاش تو این مملکت هیچ کدومش خوب نبود خوب نیست اصلا چرا هیچی خوب نیست؟این روزا؟

پری کاتب

agha jan shoma kojaee?na javabe sms midi va na...harvaght behet niaz dashtam nabudi...ah

پری کاتب

agha jan shoma kojaee?na javabe sms midi va na...harvaght behet niaz dashtam nabudi...ah

ساتور

سلام خیلی وقت بود سر نزده بودم اومدم ومتن تونو دیدم گفتم بگم که من منظورم این نیست که شما بی مسوولیتین این که شما می گین من کارشناس شتر گاو پلنگم !!خوب باعث شد تا من استنتاج کنم دیگه ومن یاد تجارب سخت خودم افتادم با کارشناهایی که .... در ثانی به این راحتی هم نیست مخصوصا تو شهرستانها وتو تنگ نظری ها اینجا کمی اوضاع سخته چون زنم از پروژه ات حمایت نمیشه ولی باز چون زنی رسانه ها دنبالتن که مصاحبه کنن اوضاعیه تو مشهد مثلا مسوول یک بانک 50 میلیون اختلاس کرد بعد 5 روز گرفتنش ولی توی تهران میلیلردی اختلاس میشه ونمی فهمن . شاید همینجوری هم حمایت میکنن ولی نه اینجوری نیست که می گی طرح سود اور وقتی حمایت میشه که کلی نفر وشریک سودت کنی !!!! اما .... اما پروژم به سود دهی رسید بی حمایت بانک وپشت میز نشینها برای توهم ارزوی خوب می کنم شاد باشی جدا از این ها خوب می نویسی ونکته بینی ودرد جامعه رو میبینی مخصوصا مطلب اخیرت