هایپر رئالیتی
نویسنده : نیـــــــــکا تاریخ : سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱ زمان : ٩:۱۸ ‎ق.ظ

عشق می ورزم و امید که این فن شریف

چو هنرهای دگر موجب حرمان نشود


کلمات کلیدی :شعر
.:: گپ و گفت () ::.


جرعه نوشی
نویسنده : نیـــــــــکا تاریخ : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ زمان : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ

مرا کیفیت چشم تو کافیست ...


کلمات کلیدی :شعر
.:: گپ و گفت () ::.


وصیت نامه وحشی بافقی
نویسنده : نیـــــــــکا تاریخ : پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠ زمان : ۸:۳٦ ‎ب.ظ
روز مرگم وســـط سـینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید

هر که شیون کند از دورو برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوختهء خسته از این دار برفت

کلمات کلیدی :شعر
.:: گپ و گفت () ::.


معجزه اندیشه
نویسنده : نیـــــــــکا تاریخ : سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ زمان : ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ

می‌ترسم،
مضطربم
و با آن که می‌ترسم و مضطربم
باز با تو تا آخرِ دنیا هستم
می‌آیم کنار گفتگویی ساده
تمام رویاهایت را بیدار می‌کنم
و آهسته زیر لب می‌گویم
برایت آب آورده‌ام، تشنه نیستی؟
فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد.
تو پیش‌بینی کرده بودی که باد نمی‌آید
با این همه ... دیروز
پی صدائی ساده که گفته بود بیا، رفتم،
تمام رازِ سفر فقط خوابِ یک ستاره بود!
خسته‌ام ری‌را!
می‌آیی همسفرم شوی؟
گفتگوی میان راه بهتر از تماشای باران است
توی راه از پوزش پروانه سخن می‌گوئیم
توی راه خوابهامان را برای بابونه‌های درّه‌ای دور تعریف می‌کنیم
باران هم که بیاید
هی خیس از خنده‌های دور از آدمی، می‌خندیم،
بعد هم به راهی می‌رویم
که سهم ترانه و تبسم است
مشکلی پیش نمی‌آید
کاری به کار ما ندارند ری‌را،
نه کِرمِ شبتاب و نه کژدمِ زرد.
وقتی دستمان به آسمان برسد
وقتی که بر آن بلندیِ بنفش بنشینیم
دیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسید
می‌نشینیم برای خودمان قصه می‌گوئیم
تا کبوترانِ کوهی از دامنه‌ی رویاها به لانه برگردند.
غروب است
با آن که می‌ترسم

با آن که سخت مضطربم،
باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد.

------------------------------------------------------------
حتماَ نوشت:از تمام نظرات پست پیش ممنونم. از نظرات خصوصی بی اندازه شرمنده و ... و از منیر دلم یک دنیا،... نه، دو دنیا سپاسگزار. یکی برای این دنیا یکی هم اگر اسکلمان نکرده باشند برای آن دنیا.
با این شعر می خواستم تا حدی شیوه بیان حرف های پست قبل را پس بگیرم. یادم رفته بود می شود حرفهای بد را یک جور خوبی گفت. این شعر با کلمات پست قبل شروع می شود و ... اتفاق جالبی بود. صرفاً اتفاق. اما تفاوت دو ذهن را ببینید.البته غیر طبیعی نیست که یک نفر می شود سیدعلی صالحی و اینقدر لطیف تلخی ها را با کلمات به رقص می آورد ، شونصد میلیون نفر هم می شوند همچون منی، نویسنده این وبلاگ و فریاد نق وناله اش همیشه به راه . این معجزه اندیشه شاعر است. درود بر آقای سیدعلی صالحی و کلام همیشه دلنشین ایشان. منیر، شیرین ، نادی.. اسم آوردن تک تک چرا؟ تمام نظردهندگان پست قبل + آنها که حوصله ظهور ندارند. یک دنیا ممنون.


کلمات کلیدی :شعر، روزنوشت
.:: گپ و گفت () ::.


رسم وفا
نویسنده : نیـــــــــکا تاریخ : دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠ زمان : ۸:٥۸ ‎ق.ظ

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را 
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد 
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی 
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می​رود از عهد تو سر بازنپیچم 
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید 
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن 
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد 
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان 
چون تامل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می​کندم شمع صفت پیش وجودت 
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

 چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان 
خط همی​بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن 
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گر عمر نماند 
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را 
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری


کلمات کلیدی :شعر
.:: گپ و گفت () ::.


من چی دلم می خواد
نویسنده : نیـــــــــکا تاریخ : دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ زمان : ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ

دوستان وبلاگ نویسمان نهضت «من چی دلم می خواد »به راه انداخته اند. هی با خودم گفتم مشارکت بکنم؟ مشارکت نکنم؟ اگر بکنم چه گونه راستش را بنویسم که نه پای آهوی بی جفت بلرزد و ... اگر مشارکت نکنم که نمی شود بلاخره شواهد و قرائن نشان می دهد که تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد، امروز ادای آرامش عارفانه در بیاورم فردا که ناله عاجزانه سر می دهم پس آنچه روح و روان را تسخیر کرده روانه این صفحه سفید می کنم باشد که باری از این خاطر فگار زدوده شود :

شـراب تـلـخ می‌خـواهـم کـه مـرد افـکـن بـُوَد زورش

کـه تـا یکـدم بـیــاسـایـم  ز دنـیـا و شـر و شــــورش

سـمــاط دهـر  دون‌پـرور ، نـدارد شـهـــد آســایــــش

مـذاق حرص و آز ای دل ! بـشوی از تلخ و از شورش

بـیـاور مـی ! کـه نـتـْـوان شـد ز مـکـر آسـمان ایـمـن

به لـعــب زهـره‌ی چنــگـیّ و مـرّیـخ سـلـحـشـورش

کـمـنـد صـیـد بـهـرامی بـیـفـکـن ، جـام جـم بــردار !

 که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام‌ست و نه گورش

 بـیــا ! تـا در مـی صافـیــت ، راز دهــــر بـنــْــمـــایـم

 به شـرط آن کـه نـنـْمایی به کـج طبـعـان دل کورش

 نـظـر کـردن به درویـشـان مـُنــافیّ بـزرگی نیــست

 سلیـمان بـا چنـان حشمـت ، نظر ها بود با مورش

 کـمـان ابـروی جـانـان سر نـمـی‌پـیـچـد رخ از حـافــظ

 ولـیـکــن خـنــده مـی‌آیـد بـر اـن بـازوی بـی زورش


کلمات کلیدی :شعر، روزنوشت
.:: گپ و گفت () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by peango
This Themplate  By Theme-Designer.Com

 

 
 

.:: فهرست ::.

برگ اول
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

.:: چرااینجا؟... ::.

حرفهای غیر غرغرانه، در عالم واقع گوش شنوا زیاد دارند و البته بیش از تعداد گوش ها، قاعده و چارچوب دارند برای گفته شدن، قاعده های به درد بخور، قاعده های به درد نخور. دنیای مجازی مال حرفهایی است که جز به گوش جان نمی توان سپرد یا حرف وقتهایی که دل شیدایی می شده به بستانها و بی خویشتنش کرده بوی گل و ریحانها. یا حرفهایی که وقت و بی وقت بر زبان ذهنت جاری می شود و شکار مناسبی برای نیوشیدنش یافت می نشود. اصلاً قاعده سخن چرا؟ اینجا تنها ملک نیمه خصوصی ماست. بگذار به هر قاعده بی قاعده ای که دلمان می خواهد بیاراییمش. بگذار رها شویم، رها از چارچوب ها.
مدیر وبلاگ : نیـــــــــکا

.::جنس کلام ::.

روزنوشت(۳٦)
مصیبتهای منحصر به فرد(۱۳)
شعر(٦)
سفرنامه(٤)
معرفی کتاب(۳)
نوشته های دیگران(۱)
خوشی های منحصر به فرد(۱)

.:: دوستان ::.

قالب وبلاگ
وبلاگ قبلی من
دنیای زیبای من
شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی؟
میله بدون پرچم
ند نیک
ققنوس خیس
درخت ابدی
خشت
یادداشت های یک متحیر
مترجم دردها
سفینه غزل
محمد سرابی
به یاد دوست
نازنین پرستو (دوست کوچولوی من)
محمد
یه مرد امیدوار
محمدرضا ابراهیمی
ندا
کودک برون یک پیانیست
وحید
انا
طبیبچه
فرواک
لب چشمه (اعضای کلوپ نشرچشمه)
فاطمه
لیلی
سیدعلی صالحی
پارادیزوی کوچک
درنگ
صدسال تنهایی
که
فرشته های کوچولو و ناز
اسپند روی آتش
حیاط خلوت
کرکس پیر
من همانم که می اندیشم
شب
پری
آفتاب پرست
زن کویر
نوستالوژیک
مرز روشنی
هزار باده ناخورده در تن تاک است
سایه های آفتابی

.:: آمار ::.




.:: آرشیو ::.

خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠

.:: واگویه های آخر ::.

هایپر رئالیتی
از این دال تا آن دال
هدیه روز مادر
ساده و خوشبخت
تعطیلات
جرعه نوشی
دیالوگ شبانه
جلسه خانه کودک
باز جذب سروتونین
چیزی شبیه عیدانه
آتش بس
نوشته ی یک دوست
شرح نامشروح
وصیت نامه وحشی بافقی
کی بود کی بود من نبودم