آآآی خانوم ... کجا کجا؟
ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مصیبتهای منحصر به فرد ، روزنوشت

ژان باتیست سی(اقتصاددان عهد تیرکمان): هر عرضه ای تقاضای خودش را ایجاد می کند.
آدم های خوب و عقلا و ... : تلاش و مبارزه برای دفاع از حقوق انسانی و شهروندی دیگران چیز خیلی خوبی است.
یک بابایی که اسمش یادم نیست: در اغلب دفاعیات و مبارزات آفتی در کمین نشسته و آن «دفاع بد» است. دفاع بد مخربترین حمله است.
عقل سلیم: شعر معروف کوشش بیهوده به از خفتگی همه جا جواب نمی دهد و گاهی باید گفت مرحمت عالی،مایه ی گرفتاری.
دنیای این روزای ما: به لطف آزادی اندیشه (که قبلا فکر می کردیم بی خ.ا.ت.م.ی نمیشه یا با ر.ی.ش. و پشم نمیشه ...) نوشته هایی از جنس موارد زیر به حساب مبارزه برای احقاق حقوق از دست رفته یا به دست نیامده ی زنان قلم می خورد:

  1. نویسنده ادعای فمنیست بودن دارد اما در واقع یک اروتیک نویس متوسط الحال است و البته بنا به جمله حکیمانه ژان باتیست سی و سنت مالوف وبلاگستان از تایید و همدردی و صدقه قربونهای مخاطبان (که به دلیل متوسط الحال بودن نویسنده پرتعداد نیستند اما چانه آهنی هستند) سیراب می شود.
  2.  نویسنده ادعای فمنیست بودن دارد اما در لابه لای سطور مطالب انتقادی و خطابه های آزادی بخش به نفع زنان، دائماً زیر پوستی و غیر ملموس (به زعم خودش البته) از انحنای بدن و خال لب و زلف پریشان خودش  داد سخن می دهد. اما بنا به جمله حکیمانه ژان باتیست سی و به سنت مالوف وبلاگستان از تایید و همدردی و صدقه قربونهای مخاطبان سیراب می شود.
  3. نویسنده ادعای فمنیست بودن دارد و بنا به رشته تحصیلی و یا موقعیت شغلی و ... با ادبیات علوم اجتماعی آشناست. فلذا هر چند نوشته ها ی وبلاگش ملغمه ای از ادبیات موضوعی مباحث اجتماعی و جامعه شناختی است اما از لحاظ انسجام مطالب و عقلانیت در تحلیل و توالی منطقی مفاهیم، زیر خط فقر به سر می برد لیکن بنا به جمله حکیمانه ژان باتیست سی و به سنت مالوف وبلاگستان از تایید و همدردی و صدقه قربونهای مخاطبان سیراب می شود.
  4. نویسنده ادعای فمنیست بودن دارد و احساس می کند مدیر وبلاگ «مرکز ثقل جهان در احقاق حقوق زن» است اما در واقع مدیر وبلاگ «پخش افلاین روابط ... یک زن متوهم» است . لیکن باز هم بنا به جمله حکیمانه ژان باتیست سی و سنت مالوف وبلاگستان از تایید و همدردی و صدقه قربونهای مخاطبان سیراب می شود.
  5. نویسنده ادعای فمنیست بودن دارد اما تلاشگر هوشمندی نیست.حیف که  مبارز احمق در هیچ جبهه ای موفق به خلق ارزش نخواهد شد. متاسفانه مطالبی را می خوانیم که اندک نقاط قوت و قدرت زنان در اجتماع را به چوب حراج می گذارند و هیچ فکر نمی کنند که قبل از ساختار شکنی باید اطمینان نسبی داشت که به ازای آنچه از دست زنان به در می رود چه به دست خواهد آمد.

از آن مصیبت های منحصر به فرد است که همه ی این خودتبلیغی ها و نارسیسیم نگاری و جیغ و ویغ های بی منطق و ژست های بیایید  با سر در شکم حکومت برویم  به اسم دفاع از حقوق زن انجام می شود. و وا حسرتا کسی نیست به این دوستان بگوید: عزیزکم تو این چیزی که خودت خیال می کنی نیستی. البته اشتغال به موارد یک تا چهار به خود نویسنده مربوط است و حقیقتاً به من چه! اما به شرطی که به اسم مبارزات و تلاش های فمنیستی  و دلواپسی برای زنان قلم نخورد.
چه بسا برخی اهل فکر و اندیشه به چوب همین جماعت رانده می شوند و برای گام برداشتن در مسیر آرمانهایشان متحمل هزینه های دوچندانی می شوند... ما جسم پژو با مغز پیکان
ببین چگونه درگیره مغزه من
مرا ببوس از عشق حرف بزن

مخلص (به فتح میم) کلام اینکه ما را رها کنید در این رنج بی حساب، دوست عزیز، زن فعال ، بانوی پرتلاش، لطفاً از من یکی دفاع نکن.