از نهضت حسین تا فرودگاه خمین
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روزنوشت ، مصیبتهای منحصر به فرد ، خوشی های منحصر به فرد

ده سال پیش وقتی از مراسم اعتکاف مسجد دانشگاه تهران بر می گشتم تصورم از ده
سال بعدی که امروز باشد این بود که در آپارتمان 35 متری که ان زمان خریده بودم با
شوهرم زندگی می کنم و دهه محرم پرچم سیاه سر در خانه مان می زنیم و خرج میدهیم و روضه خوانی خواهیم داشت. دلم روشن و امیدوار بود که یکی دو همسایه ی پایه درساختمان خواهیم داشت که مشکل کمبود فضا را به کمک هم حل کنیم و از بزرگ بودن پارکینگ ساختمان بسیار مشعوف بودم و از بن بست بودن کوچه پهنی که آپارتمان رویاهامان در آن قرار داشت خر کیف.

تصور من از ده سال بعد صد در صد اشتباه بود. در این چند روز تعطیلی یکبار رفتیم بهشت زهرا سر خاک پدر همسرم. و من اصلاً پیشنهاد رفتن سر خاک پدربزرگ و شوهر خاله و سایر بستگانم را مطرح نکردم چون حقیقتاً نمی دانم کجای زندگی ایستاده ام و سرخاک رفتن هم دردی به من می افزاید و غمی نمی کاهد. تمام چیزی که امسال از دهه محرم دیدیم در همین مسیر رفتن به بهشت زهرا حاصل شد. هیات ها و طبل زنان و زنجیرزنان. هیاتهای قدیمی درپنج میلیون جا سال تاسیس خود را ذکر کرده بودند. مثلا 1335. جوانهای خوش تیپ، اخم در ابرو و نگاه از گوشه چشم و کت مشکی فاستونی روی دوش. همه چیز مثل همیشه بود. مثل ده سال قبل با این تفاوت که مغازه های بقالی و نانوایی و لباس فروشی و حتی قنادی باز بودند. زمانی می گفتند کسب و کار در تاسوعا و عاشورا کراهت دارد اما این روزها کراهت کسب و کار در این ایام در قیاس با چهره کریه اوضاع اقتصادی مردم دیگر به چشم نمی آید.

با خودم فکر می کنم اگر اوضاع پولی ما و اوضاع ارزی مملکت کمی بهتر بود فرصت خوبی می شد برای سفری یک هفته ای از دروازه فرودگاه امام.

واحد کناری دو پرس قرمه سبزی با برنج زعفرانی می آورد برایمان. زیر غذای خودمان  را خاموش می کنم و بذل و بخشش همسایه با ترشی و بورانی اسفناج می شود ناهار روز یک شنبه. قرمه سبزی خوران به همسر می گویم حیرت آور است که ما جماعتی که مرگ همدیگر را در میدان کاج سعادت آباد به تماشا می نشینیم و دم بر نمی آوریم، غذای شیک و با کیفیت روز تعطیل همدیگر را فراهم می کنیم و بی هیچ چشمداشتی به در خانه هم می بریم. اما ما این کار را به خاطر همدیگر انجام نمی دهیم به خاطر امام حسین اینکار را می کنیم و دلیل اینکه هنوز حاضریم برای امام حسین کاری انجام دهیم این است که بساط نقد نهضت عاشورا -و مناسک و سنتهای مرتبط با آن توسط شیعیان- در جامعه اپیدمی نشده و بی شک اگر چنین روزی برسد کسی به این دلیل یک آب نبات هم به دیگری پیش کش نخواهد کرد. یعنی می خواهم بگویم ما در هر مسئله ای اغلب گند ماجرا را درمی آوریم پس همان بهتر که برخی حوزه ها را به امان روزگار رها کنیم. اینطوری لااقل در ازای اینکه 365 روز در سال زیر لب به همسایه بغلی فحش می دهم (آن هم به دلیل اینکه ماشینش را بد پارک می کند و من تنها با دو سانت فاصله از ستون چهارگوش سنگ مرمر باید پارک کنم) سالی یکبار هم از آنها تشکر می کنم.