دلار، طلا، ماکارونی، گاو
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روزنوشت ، مصیبتهای منحصر به فرد

وااااااااااای
آقا من می ترسم. به خدا. بازم مصیبت منحصر به فرد. این چه وضعه دلار و طلا و کوفت و زهرماره؟
خیر سرمون ما تحلیل گر اقتصادی این مملکت خراب شده هستیم، به قرعان اگه بتونم تحلیلی ارائه بدم. امروز ظهر دلار تا 3500 رسید.
نمی دونم باید ماکارونی ذخیره کنیم یا قرص سرماخوردگی، حالا بماند که پولی هم در حساب ندارم. دارم فکر می کنم ماشین رو بفروشم یه گاو بخرم، به خدا!
این از اقتصادمون اونم از سیاست که یارو بعد عمری با پای خودش تشریف می بره اوین، هیچ وقت تا بدین پایه به پیچیدگی امور ایمان نداشتم.
مامی جونم میگه قبلترها می گفتن سال به سال دریغ از پارسال، حالا روز به روز دریغ از دیروز هم جواب نمیده باید گفت لحظه به لحظه دریغ از اون لحظه....
تو شهر شما چه خبره؟ تهران ما رو که امام زمان ارواحنا لتراب قدوم مبارکه فداه، اُرس و قرص نیگه داشته و اگر معجزه حضرت نباشه کی ممکنه این آرامش رو به شهر تزریق کرده باشه.
واقعاً که دهانشان مصفا که دهانمان را داغان کردند. در سی سال عمری که از خدا گرفتیم به اندازه تاریخ پانصد ساله یک کشور ماجرا داشتیم.