گرگ و میش و خر
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: روزنوشت ، خودشناسی ، خود تبلیغی

انسانهای خوبِ کسل کننده به اندازه انسانهای بدِ جذاب ، خطرناکند.

چون هر کدوم به طریقی آدمی رو از نیروهای خیر به سمت نیروهای شر سوق میدن.

درحالی که صفحات تقویم رو ورق می زدم، یادم افتاد فلانی چقدر مثبت و مودبه. چقدر در سلامت روحی و رفتاری شناوره. چقدر در تمام نیکی های تصنعی و کسالت بارش غرقِ . چه طور ممکنه کسی اینقدر منزه و پاکیزه باشه. عذرخواهی های پیاپی، خیرخواهی های بی نتیجه، تواضع های ساختگی و ... این یک دروغ بزرگه.  ناگهان حال تهوع بهم دست داد. چه طور می شه باور کرد یکی از ما اونقدر به مرحله ی فناء فی الله نزدیک شده که هیچ ممنوعه ی جذابی براش وجود نداره یا هیچ شیطنت زیرکانه ای ازش سر نمیزنه.
تلاش برای نمایش مضحکِ فرشته خصالی با رفتارهایی ازقبیل تلاش برای اضمحلال بوی بد بدن با عطرهای بیشتر و البته تندتر، تلاش برای پوشاندن ناهنجاری های فرمیک چهره با آرایش بسیار بسیار غلیظ و تلاش برای دیده شدن از طریق تظاهرهای مالی و فرهنگی، در یک سو قرار می گیره. حتی با ناخنکی کوچک به مثال عطر و عرق، می شه این قبیل افراد رو فرشته های بدبو نام گذاشت.

معتقدم سطحی از شرارت برای اغلب انسانهای باهوش مجازه و شخصاً نقش گرگ جسور رو به میش ملول و علی الخصوص خر فکور ترجیح میدم. از اغلب فرشته های مصنوعی بدم میاد و به گرگ هایی که طبیعت خودشون رو انکار نمی کنند احترام میذارم، حتی اگر شما فکر کنید این تلاشی مذبوحانه برای گذاشتن یک پست جدید بود.